1397/04/25

مدل‌های ذهنی و شکست ایده‌های عالی

مدل‌های ذهنی موضوعی است که پیتر سنگه در کتاب پنجمین فرمان این چنین بیان می کند :مشکل تنها طرح و برنامه ضعیف یا عدم درک سیستمیک مسائل نیست.بلکه مدل‌های ذهنی به عنوان منشا تفکر می‌تواند مشکل‌زا باشند.طرح‌های نو و بدیع به دلیل آنکه با تصویر ذهنی ما از دنیا و عملکرد آن متناقض و در ستیز هستند،عقیم می‌مانند.

ذهن هیچ یک از ما قادر نیست که یک سازمان را در خود جای دهد. این مسئله در مورد هر پدیده اجتماعی دیگر نیز صادق است.بلکه فقط تصویری از آن در ذهن جای می‌گیرد.

هاروارد گارنر در کتاب خود به نام شناخت نوینی از ذهن چنین ابراز می کند : به نظر من مهمترین دستاورد علوم نظری ارائه تصویری روشن از نحوه عملکرد ذهن است.عملکردی که رفتار انسانها را شکل می‌دهد و درک و تصور ما را از دنیا می‌سازد .

کریس آرگریس استاد دانشگاه هاروارد که بیشترین مطالعات را در زمینه مدل های ذهنی داشته می نویسد: اگرچه نمی توان گفت ،افراد همواره بر اساس تئوری هایی که در ظاهر به آن معتقدند(چیزی که به زبان می آورند) ولی آنها همیشه مطابق تئوری هایشان در عمل( تصور ذهنی خود از دنیا و پیرامون آن ) رفتار می کنند.

تصاویر ذهنی در واقع بخش فعال ذهن ما هستند که ما را به عمل وا می‌دارند و به آن شکل می‌دهند. در حقیقت رفتار و عمل ما از تصاویر ذهنی ناشی می شود.

در واقع انسان ها از میان مدل ذهنی خود به دنیا می نگرند و واقعیت را آنگونه می بینند بنابراین همواره درکی ناقص و ناتمام دارند.

اگر ما معتقد باشیم که انسان ها غیرقابل اعتماد هستندآنگاه  رفتارما با زمانی که به عکس این تئوری باور داشته باشیم،تفاوت خواهد داشت. اگر معتقد باشم پسرم اعتماد به نفس کمی دارد و دخترم پرخاشگر است در نتیجه مرتبا” باید میان آن دو مداخله کنم و مراقب باشم که به شخصیت پسرم لطمه‌ای وارد نشود.

مدل های ذهنی را به صورت مطلق نمی توان درست یا نادرست دانست.مدل ها اصولا”برای ساده سازی مسائل پیچیده پدید می‌آیند. بر این اساس مشکل زمانی بروز می کند که به طور ناخودآگاه پشتوانه رفتار و اعمال قرار گیرد.به عبارت دیگر مدلی که برای تفسیر و ساده سازی پدیده‌ها ساخته می شود،حقیقت عینی فرض شود و هیچ سعی و تلاشی در جهت تصحیح آن صورت نگیرد.

 جهان و انسان ها پیوسته در حال تغییر هستند و ثبات در مدل ذهنی ما سبب می شود فاصله بین تصورات و واقعیات روز به روز بیشتر شود و ما را به سمت حرکاتی غیر اصولی سوق دهد.اینرسی مدل ذهنی به قدری زیاد است که می‌تواند حتی بهترین دیدگاه‌های سیستمی را نیز در خود دفن کند.حال آنکه مدل‌های ذهنی می توانند ترمز و مانعی برای فرا گرفتن باشند .بسیاری از سازمان ها در سالیان اخیر با جدیت به دنبال این موضوع هستند و منابع زیادی را در این مورد صرف کرده اند.

مدل‌های ذهنی

مدل‌های ذهنی

یک سازمان سالم مجموعه‌ای است که به طور سیستمی می تواند انسان‌ها را در کنار یکدیگر قرار دهد و مدل‌های ذهنی آنها را به گونه‌ای شکل دهد تا بتوانند در مقابل شرایط سخت با  هدف گذاری ، برنامه ریزی و در مجموع با مدیریت زمان به خوبی پایداری کنند و به نتایج مورد نظر دست یابند.

کریس آرگریس معتقد است که ما اغلب خود را در چارچوب عادات دفاعی محصور می‌کنیم.این عادات، مدل‌های ذهنی ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد و توان آزمودن را از ما سلب می کند و به این ترتیب ما مهارت های خود را بدون اینکه با تجربه و دنیای واقعی برخورد کرده باشند،توسعه می دهیم.

آرگریس معتقد است بسیاری از ما برای دفع یک‌سری خطرات و رفع مجموعه‌ای از موانع و کسب موقعیت‌هایی خاص،توانایی هایی به دست می‌آوریم اما این توانایی ها هیچ‌گاه آن نتیجه‌ای که ما منتظرش هستیم نمی‌دهد زیرا در عمل به کار نگرفته‌ایم.

تنها زمانی می فهمیم تا چه حد در ذهن خود تناقض داریم که ذهنیات خود را بازگو کنیم.نه فقط آنچه در نظرمان واضح است بلکه موارد پوشیده را نیز باید بازگو کنیم تا بفهمیم که چگونه با تعمیم تضادها و توسعه افکار،رفتار و گفتار خود را شکل می‌دهیم.

چند نمونه از مدل‌های ذهنی و زمان

مدل ذهنی من پر مشغله هستم پس از زمان خود خوب استفاده می کنم!

بسیاری از افراد در اطراف خود می بینم که از صبح تا شب فعالیت می‌کنند و سرشان به کار مشغول است و در جلسات مختلفی شرکت می کنند و چون خیلی فعالیت می کنند در نظرشان از استفاده از زمان خود راضی هستند ولی شکایت از موفق نشدن دارند. مدل ذهنی این افراد چنین است که وقتی روزانه ۱۰ ساعت کار می‌کنند پس زمان خود را هدر نداده اند!

اگر کار و تلاش سخت ما یعنی زمانبندی خوب پس چرا نتیجه تلاش‌های ما عالی نیست؟

این سوالی است که تفکر درست و پاسخ صادقانه به آن ، مدل ذهنی این دسته از افراد و مدیران را تغییر خواهد داد.

مدل ذهنی من باید همه را از خودم راضی نگه دارم!

اگر قرار بر تامین رضایت همه اطرافیان باشد بایستی هرگز نه نگوییم و هر کاری و درخواستی را انجام دهیم و پاسخگو باشیم. این نوع مدل ذهنی موجب کمبود زمان خواهد شد و البته مجبورید کارهای بی ارزش و کم اهمیت را نیز انجام دهید و یقینا نتایج خوبی در کسب و کار بدست نمی آید.

مدل ذهنی کمال گرایی!

برخی مدیران معتقدند باید با استاندارد ۱۰۰% و بدون کوچکترین اشتباه همه فعالیت ها را انجام داد.این مدل ذهنی دامی است که در سازمان ها موجب تاخیر در اتمام پروژه می گردد.

در این مدل ذهنی مدیر تمایل دارد همه کارها را شخصا انجام دهد و به کارکنان خود اعتماد نداشته و این نوع رفتار علاوه بر کندی پیشرفت کارها، تاخیر در تحویل پروژه ،نارضایتی کارفرما را در پی خواهد داشت . موجب دلسردی کارکنان می شود ، فضای اعتماد به طور کامل در سازمان از بین رفته و البته سرنوشت سازمان نیز مشخص است.

تمامی حقوق این سایت متعلق به فرزاد عالی‌نسب می‌باشد. این سایت در زمینه آموزش بهبود فردی و تحت قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت می‌کند.